قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2083
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و سيّم از رحلت خير البشر و از جمله وقايع سال چهار صد و سيّم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، آن بود كه اهل مكّه حاج مصر را در روز يازدهم ذيحجّة الحرام نهب و غارت نمودند . سبب اين قضيّه آن بود كه در روز يازدهم ماه مذكور جمعى از ملحدان مصر با يكديگر اتّفاق نموده يكى از آنها كه به طول قامت و عظم جثّه و سرخى رنگ و كبودى چشم از ساير بنى آدم ممتاز بود به اندرون مسجد الحرام درآمد و گرزى داشت ، و چون به نزديك حجر الاسود رسيد سه گرز پياپى بر حجر الاسود زد و گفت : ما تا كى اين سنگ را عبادت مىكرده باشيم ؟ كجاست محمّد و على كه مرا منع كنند ! اينك من امروز به ضرب اين دبوس « 1 » اين خانه را ويران مىكنم . و چون مردمى كه به طواف مشغول بودند اين حالت را مشاهده نموده همه از آن شخص گريختند . و در بيرون دروازهء مسجد الحرام جماعتى از سواران براى محافظت آن شخص نيزهها در دست گرفته بايستادند . در اين اثنا مردى از اهل يمن خنجر در دست پيدا شد و برقوار خود را به آن مردى كه دبوس در دست داشت رسانيده آن خنجر را چنان بر شكمش زد كه در ساعت اسفل السّافلين رسيد و مردم هجوم كردند و آن جيفه « 2 » را در زير لگد كوفتند . و آن سواران نيز روى به گريز نهادند و غايب شدند . چون اين ملحد از اهل مصر بود اهل مكّه به قافلهء مصريان ريختند و تمامى ايشان را تاراج كردند و آنچنان فتنه و غوغايى در مكّه پيدا شد كه فوق آن متصوّر نبود . آخر الأمر ، چون مشخّص شد كه اين جمعى ملاحده بودند كه اين جرأت نمودند و باقى اهل مصر بر اين قضيّه اطلاع ندارند ، نايرهء اين فتنه تسكين يافت و آن
--> ( 1 ) . دبوس : گرز آهنى . - و . ( 2 ) . جيفه : مردار ، مرده . - و .